معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم علیرضا لک زایی، مسئول کارگروه نهضت حفظ قرآن شورای هماهنگی و گسترش فعالیت های قرآنی فارس آیا پیشرفت، انسان را از هدایت بی نیاز می کند؟ انسان امروز نسبت به گذشته امکانات بیشتری در اختیار دارد. علم، فناوری، آموزش و تجربه های تاریخی، بسیاری از مشکلات زندگی را کاهش داده و راه های تازه ای برای پیشرفت پیش روی بشر گذاشته اند.
به قلم علیرضا لک زایی، مسئول کارگروه نهضت حفظ قرآن شورای هماهنگی و گسترش فعالیت های قرآنی فارس
آیا پیشرفت، انسان را از هدایت بی نیاز می کند؟ انسان امروز نسبت به گذشته امکانات بیشتری در اختیار دارد. علم، فناوری، آموزش و تجربه های تاریخی، بسیاری از مشکلات زندگی را کاهش داده و راه های تازه ای برای پیشرفت پیش روی بشر گذاشته اند. با این حال، هنوز پرسش هایی اساسی درباره زندگی انسان بی پاسخ مانده اند؛ موفقیت واقعی چیست؟ قدرت چگونه باید به کار گرفته شود؟ ثروت چه جایگاهی در زندگی دارد؟ انسان چگونه می تواند در میان خواسته ها، انتخاب ها و فرصت های گوناگون، راه درست را تشخیص دهد؟
پیشرفت علمی و مادی، به خودی خود پاسخ این پرسش ها را تضمین نمی کند. انسان ممکن است از دانش و امکانات فراوان برخوردار باشد، اما در شناخت هدف زندگی، تشخیص خیر و شر یا انتخاب راه درست دچار خطا شود. مسئله فقط نداشتن اطلاعات نیست؛ گاهی انسان اطلاعات زیادی دارد، اما نمی داند چگونه باید از آنها استفاده کند و چه چیزی را باید معیار انتخاب خود قرار دهد.
قرآن کریم در کنار بیان اصول هدایت، نمونه هایی از انسان ها و جوامعی را روایت می کند که با وجود برخورداری از امکانات، ثروت یا قدرت، در شناخت حقیقت دچار اشتباه شدند. داستان قارون، صاحب دو باغ و فرعون، هر کدام از زاویه ای نشان می دهند که انسان برای زندگی درست، به معیاری فراتر از برخورداری های ظاهری خود نیاز دارد.
قارون از ثروت فراوان برخوردار بود؛ به اندازه ای که قرآن از سنگینی کلیدهای گنجینه های او سخن می گوید. اما مسئله اصلی داستان قارون، صرفاً ثروتمند بودن او نیست، بلکه نوع نگاه او به ثروت و نسبت آن با خودش است. هنگامی که به او یادآوری شد از آنچه خدا به او داده است برای آبادانی آخرت بهره بگیرد و سهم خود را از دنیا نیز فراموش نکند، به جای توجه به مسئولیت های ناشی از برخورداری، گفت: «این ثروت را به واسطه دانشی که نزد من است به دست آورده ام.» (سوره قصص، آیه 78)
این سخن، بیانگر نوعی نگاه به موفقیت است که در آن، انسان همه داشته های خود را نتیجه توانایی و شایستگی شخصی اش می داند و نقش عوامل بیرونی، فرصت ها و مسئولیت های اخلاقی را نادیده می گیرد. در چنین نگاهی، ثروت فقط وسیله ای برای زندگی نیست؛ به معیاری برای سنجش ارزش انسان تبدیل می شود.
قرآن با روایت سرانجام قارون، نشان می دهد که برخورداری مادی به تنهایی نشانه درستی مسیر انسان نیست. ثروت می تواند زمینه رشد و خدمت باشد، اما اگر با شناخت درست، فروتنی و مسئولیت پذیری همراه نشود، ممکن است به وسیله ای برای غرور و گمراهی تبدیل شود.
این پیام برای انسان امروز نیز اهمیت دارد. تلاش، دانش، مهارت و برنامه ریزی در موفقیت نقش دارند، اما آیا هر کس ثروتمندتر است، لزوماً شایسته تر یا خوشبخت تر است؟ آیا ارزش انسان را باید فقط با درآمد، دارایی و جایگاه اجتماعی او سنجید؟ داستان قارون ما را به بازنگری در معیارهای موفقیت دعوت می کند؛ بازنگری که بدون توجه به ارزش های اخلاقی و مسئولیت انسان در برابر دیگران کامل نمی شود.
در داستان دیگری، قرآن از مردی سخن می گوید که دو باغ پربار داشت و از امکانات و محصول فراوان برخوردار بود. این برخورداری، به جای آنکه زمینه شکرگزاری و توجه بیشتر او به حقیقت زندگی شود، به احساس برتری و غرور انجامید. او دارایی خود را پایدار می پنداشت و حتی درباره نابودی باغ هایش تردید داشت (سوره کهف، آیات 32 ـ 35). اشتباه این مرد تنها علاقه به دارایی هایش نبود؛ او از محدودیت توانایی انسان و ناپایداری شرایط زندگی غافل شده بود. گویی آنچه در اختیار داشت، برای همیشه متعلق به اوست و هیچ عاملی نمی تواند وضعیت موجود را تغییر دهد.
زندگی انسان همواره با تغییر همراه است. سلامت، موقعیت اجتماعی، دارایی، روابط و فرصت ها ممکن است دگرگون شوند. برنامه ریزی و تلاش برای حفظ دستاوردها ضروری است، اما هیچ کس نمی تواند همه عوامل مؤثر بر زندگی خود را کنترل کند. نادیده گرفتن این واقعیت، انسان را به غرور، نگرانی افراطی یا وابستگی بیش از اندازه به داشته هایش می کشاند.
قرآن با این داستان، انسان را به شناخت دقیق تری از موقعیت خود دعوت می کند؛ بهره مندی از نعمت ها با دل بستن مطلق به آنها تفاوت دارد. انسان می تواند از امکانات زندگی لذت ببرد، برای آینده تلاش کند و دارایی هایش را افزایش دهد؛ اما در عین حال باید بداند که ارزش و آرامش او نباید فقط به چیزهایی وابسته باشد که امکان از دست رفتن آنها وجود دارد.
داستان فرعون، بُعد دیگری از نیاز انسان به هدایت را آشکار می کند؛ قدرت، اگر از معیار حق و عدالت جدا شود، می تواند به ابزاری برای تحمیل خواسته های فرد یا گروهی خاص تبدیل شود. فرعون تنها به برخورداری از قدرت سیاسی و اجتماعی بسنده نمی کرد؛ او می خواست نگاه خود را معیار تشخیص حقیقت قرار دهد. قرآن از سخن او نقل می کند: «من جز آنچه خودم درست می دانم، چیزی به شما نشان نمی دهم.» (سوره غافر، آیه 29)؛ این سخن، فراتر از یک ادعای شخصی است. هنگامی که صاحب قدرت، دیدگاه خود را تنها معیار حقیقت بداند، امکان نقد و اصلاح از میان می رود. در چنین شرایطی، منافع و خواسته های حاکم می تواند جای عدالت و حقیقت را بگیرد و دیگران از حق انتخاب و داوری منصفانه محروم شوند. البته قدرت به خودی خود منفی نیست. جامعه برای اداره امور، حفظ نظم و اجرای عدالت به قدرت و مدیریت نیاز دارد.
چنین معیاری نشان می دهد که عدالت نباید تابع قدرت، منفعت شخصی یا رابطه های فردی باشد. از این منظر، هدایت قرآن فقط به زندگی فردی محدود نیست؛ در روابط اجتماعی و تصمیم های جمعی نیز به انسان کمک می کند تا قدرت را مسئولیتی برای خدمت بداند، نه مجوزی برای تحمیل اراده خود.
انسان در طول تاریخ برای پاسخ گویی به نیازهای خود، دانش ها، نهادها، قوانین و شیوه های گوناگون زندگی اجتماعی را پدید آورده است. تجربه تاریخی نیز به شناخت بهتر بسیاری از مسائل کمک کرده است. بنابراین، سخن گفتن از نیاز انسان به قرآن نباید به معنای نادیده گرفتن عقل، دانش، تجربه یا دستاوردهای بشری باشد. عقل به انسان امکان می دهد بیندیشد، دلیل بیاورد و میان گزینه ها مقایسه کند.
دانش، شناخت او را از جهان گسترش می دهد و تجربه، پیامد بسیاری از انتخاب ها را آشکار می کند. با این حال، داشتن توانایی اندیشیدن و انباشتن اطلاعات، لزوماً به این معنا نیست که انسان همیشه از آنها در مسیر درست استفاده می کند.
انسان ممکن است با تکیه بر دانش خود، ابزارهای قدرتمندی بسازد؛ اما چگونگی استفاده از این ابزارها به هدف ها و ارزش هایی بستگی دارد که انتخاب می کند. ممکن است فردی از نظر علمی توانمند باشد، اما در برابر منفعت شخصی، حق دیگران را نادیده بگیرد. ممکن است جامعه ای از امکانات فراوان برخوردار باشد، اما در توزیع فرصت ها یا رعایت عدالت با مشکل روبه رو شود. بنابراین، در کنار شناخت واقعیت ها و توانایی های انسان، مسئله دیگری نیز اهمیت دارد؛ چه چیزی باید راهنمای انتخاب ها و جهت دهنده رفتار ما باشد؟ این همان نقطه ای است که نیاز به هدایت معنا پیدا می کند. هدایت، جایگزین اندیشیدن و تجربه کردن نیست؛ بلکه به انسان کمک می کند از توانایی های خود در مسیری درست بهره ببرد و در ارزیابی تصمیم هایش، تنها به سود فوری، میل شخصی یا قدرت موجود بسنده نکند.
قرآن خود را کتاب هدایت معرفی می کند: «این کتابی است که هیچ تردیدی در آن نیست و راهنمای پرهیزکاران است.» (سوره بقره، آیه 2)؛ همچنین درباره نقش هدایتگر آن می فرماید که «این قرآن به استوارترین راه هدایت می کند.» (سوره اسراء، آیه 9)؛ هدایت قرآن به معنای ارائه پاسخ جزئی و مستقیم برای همه موقعیت های متغیر زندگی نیست، بلکه قرآن اصول، معیارها و ارزش هایی را در اختیار انسان قرار می دهد که می توانند در شناخت مسیر درست و ارزیابی انتخاب ها راهگشا باشند. داستان قارون به ما کمک می کند موفقیت را از زاویه ای فراتر از ثروت و برخورداری بسنجیم.
داستان صاحب دو باغ، نگاه ما را به ناپایداری نعمت ها و محدودیت توانایی انسان جلب می کند. داستان فرعون نیز هشدار می دهد که قدرت، بدون پذیرش معیار حق و عدالت، می تواند به ابزاری برای گمراهی و ستم تبدیل شود. این داستان ها صرفاً روایت هایی درباره انسان های گذشته نیستند؛ هر کدام الگویی از یک خطای انسانی را آشکار می کنند که ممکن است در هر زمان و جامعه ای تکرار شود. نام ها و شرایط تاریخی تغییر می کنند، اما غرور ناشی از ثروت، غفلت از محدودیت ها و خودحق پنداری صاحبان قدرت همچنان می توانند در زندگی انسان حضور داشته باشند. قرآن با یادآوری این الگوها، انسان را به بازنگری در باورها و رفتارهای خود فرا می خواند. به او کمک می کند میان داشتن و ارزشمند بودن، قدرت داشتن و حق داشتن، و برخورداری از امکانات و شناخت درست زندگی تفاوت بگذارد.
شناخت معیارهای درست، گام مهمی در زندگی است، اما به تنهایی کافی نیست. انسان ممکن است عدالت را ارزشمند بداند، اما هنگام تعارض عدالت با منفعت شخصی، از آن فاصله بگیرد. ممکن است از غرور انتقاد کند، اما خود گرفتار خودبزرگ بینی شود. ممکن است ناپایداری دنیا را بپذیرد، اما تمام آرامش خود را به دارایی ها و موقعیت هایش وابسته کند. از این رو، نیاز انسان به هدایت تنها نیاز به دانستن نیست؛ او برای عمل کردن به دانسته های درست نیز به خودسازی نیاز دارد. باید بتواند خواسته های خود را مدیریت کند، در برابر وسوسه ها مقاومت نشان دهد، اشتباهاتش را بپذیرد و در رفتار خود تجدیدنظر کند.
قرآن بر اهمیت تزکیه نفس تأکید می کند و رستگاری را با پاک سازی و رشد درونی انسان پیوند می دهد که در آیات 9 و 10 سوره مبارکه «شمس» بیان شده است. این نگاه نشان می دهد که هدایت، صرفاً افزودن اطلاعات دینی به دانسته های انسان نیست؛ بلکه باید در نگرش، منش و رفتار او اثر بگذارد. به همین دلیل، ارتباط با قرآن هنگامی عمیق تر می شود که انسان از خود بپرسد: این آیه چه چیزی را در نگاه من اصلاح می کند؟ کدام رفتار مرا به چالش می کشد؟ و چگونه می توانم پیام آن را در تصمیم های روزمره خود به کار بگیرم؟
خواندن و تلاوت قرآن، جایگاه ارزشمند خود را دارد؛ اما برای بهره مندی کامل از هدایت آن، باید میان خواندن آیات و به کار بستن پیام های آن ارتباط برقرار شود. اگر داستان قارون را می خوانیم، باید معیارهای خود را برای سنجش موفقیت بررسی کنیم. اگر داستان صاحب دو باغ را می خوانیم، باید ببینیم تا چه اندازه به ناپایداری موقعیت ها و مسئولیت خود در برابر نعمت ها توجه داریم. اگر از فرعون و خودرأیی او می خوانیم، باید نسبت خود را با قدرت، نقدپذیری و عدالت بسنجیم. چنین رویکردی، قرآن را از متنی که تنها در زمان ها و مکان های خاص خوانده می شود، به راهنمایی برای اندیشیدن و تصمیم گرفتن در زندگی روزمره تبدیل می کند.
در این مسیر، تلاوت، فهم معنا، تدبر، خودارزیابی و عمل به پیام آیات، حلقه هایی مرتبط با یکدیگر هستند. هر چه این پیوند عمیق تر شود، قرآن در انتخاب های فردی و اجتماعی انسان حضور مؤثرتری خواهد داشت. در نتیجه، ارتباط با قرآن فقط به افزایش محفوظات یا آگاهی های دینی محدود نمی ماند، بلکه می تواند در اصلاح نگرش ها، تقویت مسئولیت پذیری و بهبود رفتار انسان نقش داشته باشد.
انسان امروز ممکن است بیش از گذشتگان به اطلاعات، فناوری و امکانات دسترسی داشته باشد؛ اما همچنان با پرسش هایی درباره معنای موفقیت، حدود قدرت، مسئولیت اخلاقی و شیوه درست زندگی روبه رو است. این پرسش ها صرفاً محصول کمبود امکانات نیستند که با افزایش ثروت یا پیشرفت علمی به طور خودکار از میان بروند؛ آنها به نحوه شناخت و انتخاب انسان نیز مربوط می شوند.
داستان های قرآن نشان می دهند که انسان می تواند در اوج برخورداری، از شناخت درست فاصله بگیرد؛ می تواند قدرت داشته باشد، اما عدالت را نادیده بگیرد؛ و می تواند از نعمت های فراوان بهره مند باشد، اما از محدودیت ها و مسئولیت های خود غافل شود. از این منظر، نیاز به قرآن تنها به دوره ای خاص از تاریخ یا گروهی معین از انسان ها اختصاص ندارد.
هر جا انسان در تشخیص ارزش ها، تنظیم خواسته ها، ارزیابی قدرت و انتخاب مسیر زندگی با مسئله روبه رو است، نیاز به معیارهایی برای هدایت و اصلاح نیز مطرح می شود. قرآن با ارائه معیارهای اخلاقی و معنوی و دعوت انسان به اندیشیدن، خودسازی و عمل مسئولانه، می تواند در پاسخ گویی به این نیازهای بنیادی نقش آفرین باشد. البته بهره مندی از این هدایت، به میزان ارتباط آگاهانه انسان با قرآن و تلاش او برای فهم و عمل به پیام های آن بستگی دارد. از این رو، گسترش ارتباط با قرآن نباید تنها به افزایش برنامه های قرآنی یا بیشتر شدن تلاوت ها محدود شود. در کنار این فعالیت ها، باید زمینه ای فراهم شود تا افراد و گروه های اجتماعی بتوانند پیام های قرآن را در مسائل واقعی زندگی بشناسند، درباره آنها گفت وگو کنند و آثار به کاربستن آنها را در رفتار فردی و اجتماعی خود ببینند.
چنین رویکردی می تواند به شکل گیری گفتمانی قرآنی در جامعه کمک کند؛ گفتمانی که در آن، قرآن نه فقط کتابی برای خواندن و احترام گذاشتن، بلکه مرجعی برای اندیشیدن، انتخاب کردن و بهتر زندگی کردن باشد.
قرآن؛ پاسخ گوی نیازهای بنیادین انسان است، زیرا انسان در کنار نیاز به دانش و امکانات، به شناخت درست، معیارهای اخلاقی و هدایت برای انتخاب مسیر زندگی نیز نیاز دارد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}